همه می گفتن این یار واسه من که یار نمی شه
من می گفتم این حسودیا از عاشقی شه
اما تو منو مزحکه آدما کردی
این بار با تو قهرم واسه همیشه
چقدر به پات نشستم غرورمو شکستم
تو حق یه عمر عاشقی رو خوب دادی دستم
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 5:4 بعد از ظهر توسط |
کجائی؟ با که هستی؟ دلت در آرزوی دیدن کیست؟ به هوشی یا که مستی؟چرا از یار دیرینت خبر نیست؟ بگو آیا دلت کرده هوای عشق تازه که در ویرونه ی قلبت ز یاد من اثر نیست؟! مرا دیگر نمی خواهی، خودم این قصه میدانم! مرا دیگر نمیخواهی...
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 11:36 بعد از ظهر توسط |
من پذیرفتم شکست خویش را
پندهای عقل دور اندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
گرچه این دل عاشق و دیوانه است
می روم ، از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش!
گرچه تو تنهاتر از من میروی
آرزو دارم ولی عاشق شوی!
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی برخوردهای سرد را...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 11:18 بعد از ظهر توسط |
دل که می شکنه به این راحتی درمون نمی شه
واسه تشنه آخه دلداری که بارون نمی شه
آخدا این روزا دل با گریه هم وا نمی شه
آدم ساده به این سادگی پیدا نمیشه
+ نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 4:54 بعد از ظهر توسط |
یکی از ما داره باز به اون یکی دروغ می گه
یکی از ما رفته باز سراغ یک یاره دیگه
یکی از ما داره باز تو عشق خیانت می کنه
داره دستاش به یه دست دیگه عادت می کنه
اون تویی که دستتو تو دست دیگرون دیدن
اون تویی که آدما با دست به هم نشون می دن
اونی که سادگی رفته از تو نگاش تویی
اونیکه عشقو گذاشته زیر پاش فقط تویی
برو از تو قلب من که قلب من جای تو نیست
دیگه دل عاشقه اون چشمای زیبای تو نیست
واسه برگشتن و موندن دیگه خیلی دیر شده
آخه این دل دیگه یک جای دیگه اسیر شده
+ نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 4:50 بعد از ظهر توسط |
خیال نکن نباشی بدون تو می میرم
خیال نکن نمونی کارم دیگه تمومه
لیلی فقط تو قصه اس جنون دیگه کدومه
کی گفته تو نباشی ستاره بی فروغه
بذار همه بدونن که عاشقی دروغه
تو برده ای می خواستی که حرفتو بخونه
عروسکی می خواستی رو تاقچتون بکاریش
وقتی بازیت تموم شد کنج اتاق بذاریش
دیگه برای موندن اتاق تو شلوغه
عروسکا بدونین که عاشقی دروغه
+ نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 4:43 بعد از ظهر توسط |
خیال نکن نباشی بدون تو می میرم
خیال نکن نمونی کارم دیگه تمومه
لیلی فقط تو قصه اس جنون دیگه کدومه
کی گفته تو نباشی ستاره بی فروغه
بذار همه بدونن که عاشقی دروغه
تو برده ای می خواستی که حرفتو بخونه
عروسکی می خواستی رو تاقچتون بکاریش
وقتی بازیت تموم شد کنج اتاق بذاریش
دیگه برای موندن اتاق تو شلوغه
عروسکا بدونین که عاشقی دروغه
+ نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 4:42 بعد از ظهر توسط |