تبليغاتX
دوستت دارم - راهی که برگزیده نشد

دوستت دارم

و این جاست که عشق با شعر معنی می شود

- - در جنگلی زرد به یک دو راهی رسیدم

آسفا که نمیتوانستم هر دو راه را بروم

تنها یک رهرو بودم

زمانی دراز ایستادم

و تا چشم کار میکرد به یکی نگریستم

تا در خم بوته زارها ناپدید گشت ..

نگاهم را به دیگری دوختم

شاید برتری هایی داشت

از علف و رستنی ها پوشیده بود

هر چند رهگذران پیشین

بخوبی از آن بهره برده اند ....

و در آن بامداد هر دو راه همانند

بر سینه برگهای لگد نخورده آرمیده .

نخستین را . برای پیمودن یک روز دیگر برگزیدم !

اگر چه می دانستم که در پی هر راهی راهی دیگر است

و من امید بازگشت ندارم .

با آه و افسوس این را بگویم

از پس سالها و سالها که گذشته اند

در جنگلی به دو راهی رسیدم و من ـ

برگزیدم آن راه را که کمتر رهرو داشت

تفاوت در همین بود ... !

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 11:26 بعد از ظهر توسط مژده |