تبليغاتX
دوستت دارم -

دوستت دارم

و این جاست که عشق با شعر معنی می شود

رود به خواب دو چشم از خیال تو هیهات

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو، لیکن عقب سر نگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران ، وای به حال دگران
رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند
هر چه آفاق بجویند کران ، تا به کران
می روم تا که به صاحب نظری باز رسم
محرم ما نبود دیده کوته نظران
دل چون آیینه اهل صفا می شکنند
که ز خود بی خبرند این زخدا بی خبران
دل من دار که در زلف شکن درشکنت
یادگاریست ز سر حلقه شوریده سران
...شهریارا غم آوارگی و دربدری
شورها در دلم انگیخته چون نو سفران

بود  صبور دل اندر فراق تو حاشاک

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 10:12 بعد از ظهر توسط |