و چشمانم كه تا ديروز به عشقت مي درخشيدند نمي داني چه غمگين اند عصاي دست پيري بود برايم دستهاي تو چراغ روشن شب بود برايم چشمهاي تو نمي دانم چه خواهد شد فقط بي تاب و دلگيرم كجاماندي كه من بي تو هزاران بار در هر لحظه مي ميرم!! 
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 11:8 بعد از ظهر توسط مژده |